|
شاید اگه حرف بزنم ... داد بزنم ... یا شعرامو واسه همه ... تو کوچه فریاد بزنم !!! اسم منم خوب بمونه ! |
ديشب براي خودم چه عاشقانه گريستم
دلتنگ مثل هميشه در سكوت خانه گريستم
تنديس بغض دلم شكست 
ذره ذره شدم خدا از بس كه مبهم و بي نشان در كرانه گريستم 
درچارچوب دل زخمیم به ياد تو آهسته آهسته بي بهانه گریستم
آري زبان دلم بريده شد از غم بي وفايي ها 
وقتي در سكوت خانه دلم شكست آه ... ای خدا تنها تودر کنارم بودی
وقتي كـه من بـاخته باشم ، وقتي كه از ياد رفته باشم
وقتي كه سوخته باشم ...
باشد يا نباشد تفاوتي نخواهد كرد
اينجا آفتاب مي تابد ...اما هوا سرد است 
رهگذري بيكار با نوك خنجرش
نامش را بر ديواره ي متروكه ي قلبم حك كرده است ... 
نمي داني كه جاي هر حرفش چقدر درد دارد آه ... ای خدا آه
آه خدایا تنها تو در کنارم بمان ... تنها تو ...
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:58 توسط رسول |
| ||||||