|
شاید اگه حرف بزنم ... داد بزنم ... یا شعرامو واسه همه ... تو کوچه فریاد بزنم !!! اسم منم خوب بمونه ! |
ای آرام دل بی قرارم در هجرانت چشمهایم باران عشق میبارند می بارند و می بارند تا این سوی نا چیزی هم که مانده است را هم از دست بدهند و در سیاهی دنیای خود جز نقش روی ماه و در عالم خیال تصور نکنند تو کجایی که دور از تو دل شکسته ام حتی طاقت آهی را ندارم و من که در غم عشقت میسوزم از حریم حرم پاک این دل که آشیانه عشق توست پاسبانی میکنم تا در آن جز اندیشه عشق پاکت هیچ جای نگیرد سینه تنگم مالا مال اندوهی تلخ است در میان سینه ام سوزشی احساس می کنم گویی این دل است که از سوختنش عطر عشق به مشامم می رسد وتنم را از عشق می سوزاند سرا پا همچون دیوانه ای گم کرده راه به دنبال درهای عشق میگردم تو میدانی این درهای فنا شدن کجاست ؟.... می خواهم در راه عشقت فنا شوم و نابود گردم .... دل من خدای مهربانی های توست ای تک ستاره قلبم دلم تنگه برات کاش باز هم بتوانم تو را ببینم (( به امید سعادتی دوباره در خدمت شما دوستان عزیـز )) ![]()
-----------------------![]()
![]()
دوستت دارم
![]()
------------------------![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:34 توسط رسول |
| ||||||