تبليغاتX
من و خلوت تنهایم

من و خلوت تنهایم

شاید اگه حرف بزنم ... داد بزنم ... یا شعرامو واسه همه ... تو کوچه فریاد بزنم !!! اسم منم خوب بمونه !

 

-----------------------

ای آرام دل بی قرارم

در هجرانت چشمهایم باران عشق میبارند

می بارند و می بارند

تا این سوی نا چیزی هم که مانده است را هم از دست بدهند

و در سیاهی دنیای خود جز نقش روی ماه و در عالم خیال تصور نکنند

تو کجایی که دور از تو دل شکسته ام حتی طاقت آهی را ندارم

و من که در غم عشقت میسوزم از حریم حرم پاک این دل که آشیانه عشق توست

پاسبانی میکنم تا در آن جز اندیشه عشق پاکت هیچ جای نگیرد

سینه تنگم مالا مال اندوهی تلخ است

در میان سینه ام سوزشی احساس می کنم

گویی این دل است که از سوختنش عطر عشق به مشامم می رسد

وتنم را از عشق می سوزاند

سرا پا همچون دیوانه ای گم کرده راه به دنبال درهای عشق میگردم

تو میدانی این درهای فنا شدن کجاست ؟....

می خواهم در راه عشقت فنا شوم و نابود گردم ....

دل من خدای مهربانی های توست

ای تک ستاره قلبم دلم تنگه برات

کاش باز هم بتوانم تو را ببینم  

 دوستت دارم  

------------------------

 

           ((   به امید سعادتی دوباره در خدمت شما دوستان عزیـز  ))

                                                 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:34 توسط رسول |


 

خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره ....

 

 ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمع مي سوزد و پروانه به دورش همه شب       

                                                    من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم/ چيز سبزي در نگاهم بود و نيست/ عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست.

 همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست.

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده  .....  اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:12 توسط رسول |


برا کسانی که زیاد چت میکنن

بعد از گذشت مدتی دلم برای قهرمانان نقش اول داستانهای کتاب دبستان تنگ شده  بود به همین خاطر تصمیم گرفتم سری به زندگی امروز اونها بزنم

 

گاو ماما میکرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق میکرد و همه با هخم فریاد می زدند حسنک کجای ؟ شب شده بود اماحسنک به خانه نیامده بود او مدت زیادی بود که به خانه نمیآید .

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن میکند او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند .

دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته . کبری تصمیم داشت که حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکندچون می خواست با پتروس چت کند.

پتروس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیادی با دکمه های کیبورد کامپیوتر کار کرده بود . او نمی دانست سد تا چند لحظه دیگر می شکند . پتروس در حال چت کردن غرق شد .

برای مراسم دفن کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.

ریز علی دید کو ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .

ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت قطار به سنگ برخورد کرد و منفجر شد .

کبری و همه مسافران قطار مردند اما دهقان فدا کار بدون توجه به خانه رفت . خانه سوت و کور بود الان چند سالی که کوکب خانوم مهمان نا خوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد . او حوصله مهمان ندارد او اصلا پول ندارد که شکم مهمان را سیر کند . او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد ولی گوشت ندارد .

او کلاس بالایی دارد.

فامیل های پولداری دارد . او آخرین باری که گوشت خریده بئد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود . اما او از چوپان گله ایی ندارد .

 

 معلومه زندگی مدرن روی قهرمانان دوست داشتنی اون داستانهای شیرین بد جوری تاثیر گذاشته ولی اما جوونهای امروز و دبستانی های دیروز باید مواظب باشیم حرکت رو به جلو علم و صنعت به اندازه پیشرفت روی شخصیت ما موثر باشد نه قطع کردن ریشه های اخلاقی !

امید وارم که از داستان بالا خوشتون اومده باشه منتظر نظر های خوب شما دوستان هستم

 مواظب خودتون باشید 

یا علی

تا آپ  بعدی که نمیدونم کی هست خدانگهدار

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:26 توسط رسول |


تو اين دنياي امروزي ديگه داد هم نميشه زد. تو کوچه و خيابون که اگه بخواي فرياد بزني همه ميگن اين ديوونست. آخه مگه ميشه آدم اينهمه درد رو تو خودش نگه داره! اينطوري که آدم ميترکه! پس شايد بهترين جا واسه فرياد همه اون دردها اينجا باشه. اميدوارم


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

مهر 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


Links

کلیپ فلش کپ میکنی
مــی میـــرم بــــرات
کلیپ بسیار زیبای " جوونی "
سپيـــــــــــده خوانوم
کلیپ بسیار زیبای " نمی دونستم نامهربونه "
کلیپ جالب " جهنم سرد "
sefidbarfi
رد پاي قلم
نازنین خانوم
چند قدم نزدیک تر به خدا!!
كليپ تو مثل گلي
گذر ثانيه ها در گرو فاصله هاست
در خاموشي فريادهاست
پرستو خانوم
نگین خانوم
خداجون دوستت دارم
مجتبي
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin


لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به این جدایی نازنین عزیزم منو ببخش اگه یک وقت آذردمت گفتی به من غصه نخور می رمو بر می گردم همسفر پرستو ها می شمو بر می گردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی می رمو بر می گردم عزیزه رفته سفر , کی بر می گردی؟ چشمونم مونده به در , کی بر می گردی؟ رفتی و رفت از چشام نور دو دیده ز عالم بی خبر , کی بر می گردی؟ غمگین تر از همیشه , به انتظار نشستم پنجره امیدم وهنوز به روم نبستم پرستو های عاشق به خونشون رسیدن اما چرا عزیز دل تو رو هرگز ندیدم گفتی به من غصه نخور می رمو بر می گردم همسفر پرستو ها می شمو بر می گردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی می رمو بر می گردم عزیزه رفته سفر , کی بر می گردی؟ چشمونم مونده به در , کی بر می گردی؟

_____________________________________________________ _________________________________________________ JavaScript Codes ______________________________________________

webloger site

_______________________________________________

delnobahar

________________________________________<