تبليغاتX
من و خلوت تنهایم

من و خلوت تنهایم

شاید اگه حرف بزنم ... داد بزنم ... یا شعرامو واسه همه ... تو کوچه فریاد بزنم !!! اسم منم خوب بمونه !

خیلی دیر رسیدی ای دوست

                                           هفت تا کفن پوسوندم
پیرهن سیاه تنت کن

                                            من فقط یه استخونم 

         ببین چی کردی با من                                

                                           فکر کن فقط یه لحظه

                               نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه 

ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر

وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر

                       حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن

              منو به کی فروختی مفت                          برو واسه همون بمیر

فقط تا هفت روز سیاه تنت کن

                                                   شبای جمعه یادی از ما کن

عشقی که بردی باشه حلالت                   عمری که بردی باشه حرومت

فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم

                       تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم

مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و خیالم میگفت

تا ابد مال تو بود

تو برو

برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم .

           (  به اميد سعادتي دوباره در خدمت شما دوستان عزيز ) 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:16 توسط رسول |


 

-----------------------

ای آرام دل بی قرارم

در هجرانت چشمهایم باران عشق میبارند

می بارند و می بارند

تا این سوی نا چیزی هم که مانده است را هم از دست بدهند

و در سیاهی دنیای خود جز نقش روی ماه و در عالم خیال تصور نکنند

تو کجایی که دور از تو دل شکسته ام حتی طاقت آهی را ندارم

و من که در غم عشقت میسوزم از حریم حرم پاک این دل که آشیانه عشق توست

پاسبانی میکنم تا در آن جز اندیشه عشق پاکت هیچ جای نگیرد

سینه تنگم مالا مال اندوهی تلخ است

در میان سینه ام سوزشی احساس می کنم

گویی این دل است که از سوختنش عطر عشق به مشامم می رسد

وتنم را از عشق می سوزاند

سرا پا همچون دیوانه ای گم کرده راه به دنبال درهای عشق میگردم

تو میدانی این درهای فنا شدن کجاست ؟....

می خواهم در راه عشقت فنا شوم و نابود گردم ....

دل من خدای مهربانی های توست

ای تک ستاره قلبم دلم تنگه برات

کاش باز هم بتوانم تو را ببینم  

 دوستت دارم  

------------------------

 

           ((   به امید سعادتی دوباره در خدمت شما دوستان عزیـز  ))

 

                                                         

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:34 توسط رسول |


 

خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره ....

 

 ــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شمع مي سوزد و پروانه به دورش همه شب       

                                                    من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم/ چيز سبزي در نگاهم بود و نيست/ عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست.

 همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست.

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده  .....  اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:12 توسط رسول |


برا کسانی که زیاد چت میکنن

بعد از گذشت مدتی دلم برای قهرمانان نقش اول داستانهای کتاب دبستان تنگ شده  بود به همین خاطر تصمیم گرفتم سری به زندگی امروز اونها بزنم

 

گاو ماما میکرد گوسفند بع بع می کرد سگ واق واق میکرد و همه با هخم فریاد می زدند حسنک کجای ؟ شب شده بود اماحسنک به خانه نیامده بود او مدت زیادی بود که به خانه نمیآید .

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن میکند او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند .

دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته . کبری تصمیم داشت که حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکندچون می خواست با پتروس چت کند.

پتروس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیادی با دکمه های کیبورد کامپیوتر کار کرده بود . او نمی دانست سد تا چند لحظه دیگر می شکند . پتروس در حال چت کردن غرق شد .

برای مراسم دفن کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.

ریز علی دید کو ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .

ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت قطار به سنگ برخورد کرد و منفجر شد .

کبری و همه مسافران قطار مردند اما دهقان فدا کار بدون توجه به خانه رفت . خانه سوت و کور بود الان چند سالی که کوکب خانوم مهمان نا خوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد . او حوصله مهمان ندارد او اصلا پول ندارد که شکم مهمان را سیر کند . او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد ولی گوشت ندارد .

او کلاس بالایی دارد.

فامیل های پولداری دارد . او آخرین باری که گوشت خریده بئد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود . اما او از چوپان گله ایی ندارد .

 

 معلومه زندگی مدرن روی قهرمانان دوست داشتنی اون داستانهای شیرین بد جوری تاثیر گذاشته ولی اما جوونهای امروز و دبستانی های دیروز باید مواظب باشیم حرکت رو به جلو علم و صنعت به اندازه پیشرفت روی شخصیت ما موثر باشد نه قطع کردن ریشه های اخلاقی !

امید وارم که از داستان بالا خوشتون اومده باشه منتظر نظر های خوب شما دوستان هستم

 مواظب خودتون باشید 

یا علی

تا آپ  بعدی که نمیدونم کی هست خدانگهدار

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:26 توسط رسول |


مدتهاست منتظرتم..منتظر اینکه بیای..دلم برات تنگ شده..برای شنیدن صدات... 

چطور دلت اومد ...تو میدونی،خوب هم میدونی بهتر از همه که چقدر دوستت دارم. 

دلم تنگ شده واسه اینکه دوباره بیای و من کنارت بشینم مثل قدیما یادته؟ 

وقتی کنارت مینشستم...سرم و رو شونه هات میذاشتم و تو با موهام بازی میکردی...

و میگفتی از همه کارهایی که کردی.از همه جاهایی که رفتی ..از کار ..کار و کار هی  

میگفتی و من با دل و جون گوش میدادم. برام مهم بود که تو پیشم نشستی نه اینکه  

از کار داری میگی بدون اینکه به من نگاه کنی!و فقط یه لحظه، وقتی نگات کردم سرمو

گذاشتم رو قلبت و صدای تاپ تاپشو شنیدم و بی اختیار اشک از چشم دونه دونه چکید

و آروم گفتم: دوست دارم..تو هم آروم گفتی: دلم برات تنگ شده بود.. 

همین و بس! و همین برای من بسی بود...این دل بزرگ برای من تنگ شده...

و حالا من نشستم تو اتاقم..تک و تنها...زل زدم به تمام کاغذهای دورو برم که نامه های 

من بود برای تو...برای عشق همیشگی زندگیم...بعضیهاش و از حفظم ازبس خوندم..

و بعضیهاشو دوست ندارم بخونم..چقدر عشق..چقدر ااحساس؟

من خراب کردمش؟تو خرابشون کردی؟مادرم؟اجتماع؟تقدیر؟....کدومشون؟شاید اگه  

خراب نمیشد الان نمینوشتم..شاید اگه الان بودی برای من،برای خودم با تمام وجود

هرگز به یاد روزهای خوش گذشته نمی افتادم..شاید این تقدیر من بود که همیشه به یاد  

تو باشم...نه با تو! 

قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه یه هو بشی همه کسم
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 18:7 توسط رسول |


 

با سلام اینم یه کلیپ فلش که خودم با وجود اینکه اصلاْ وقت نداشتم رو     براتون ساختم

حجم این کلیپ هم  ۷۰۰ کیلو بایته

این کلیپ با عنوان دوستت دارم با صدای مجید خراتها هست               

برای دانلود کلیپ روی لینک راست کلیک کنید وگزینه سیو رو انتخاب کنید

امید وارم که از این کلیپ خوشتون بیاد

نظر یادتون نره  

            

                            my love is farzaneh            

 لینک مستقیم جهت مشاهده کلیپ   

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 21:21 توسط رسول |


دست نوشته هایی از خودم در دوران خدمتم

فارس ـ سعادت شهر  

نظر یادت نره ...

 

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند  تا آخرین   خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .

-----------------------------------------------

به امید  سعادتی دوباره در خدمت شما عزیزان ...

  

اینم یه کلیپ فلش به نام تولد امیدوارم که از این کلیپ خوشتون بیاد

                                    

                                               لینک مستقیم جهت مشاهده کلیپ

                                                

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:50 توسط رسول |


سلام دوستای گلم

امروز اومدم بگم من متاسفانه یه مشکلی برام پیش اومده یه مدت کوتاه شایدم بلند ازتون خداحافظی کنم ...

ولی ناراحت نباشید بازم بر میگردم اما با دست پر

                  

                    دوستای گلم ازتون خواهش میکنم برام دعا کنید

 

                      التماس دعا خداحافظ

                               

+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 15:33 توسط رسول |


سلام بچه ها

نظر شما درباره گریه کردن چیه؟این  سوالی که ممکنه هرکسی یه بارم که شده از خودش بپرسه حالا

چه اهل گریه کردن باشه چه... بچه ها وقتی چیزی رو میخوان گریه می کنن. مثلا وقتی به یه بچه اعتنا

نمی کنی میزنه زیر گریه. اما تکلیف ما آدمای  به ظاهر بزرگ با گریه چیه؟

دو دیدگاه  در مورد گریه وجود داره:

۱- مرد که گریه نمی کنه گریه مال بچه ها -زنها- و آدمای ضعیفه

۲- گل من گلایه کم کن تب غصه ابدی نیست بزار آسمون بباره گریه هم چیز بدی نیست

اما من میگم هر چیزی به جاش ارزش داره :

به نظر شما کسی که واسه از دست دادن عزیزی گریه نکنه میتونه آدم باشه؟

به نظر شما کسی که با دیدن هر مشکل کوچیکی گریه رو سپر بلا میکنه میتونه از عهده اداره یه زندگی

بر بیاد؟ و هزاران اگر و امای دیگه

ولی یاد مرحوم ناصر عبدالهی  به خیر با اون ترانه معروفش:

گریه کردم گریه کردم اما دردم و نگفتم تکیه دادم به غرورم تا دیگه از پا نیفتم

ولی شاید حکایت گریه و اشک و روزگار ما این ترانه از ایرج جنتی عزیز باشه:

وقتی تو نباشی من به من مشکوکم

به هر گل به هر سایه روشن مشکوکم

مشکوکم به اشک کبوتر مشکوکم.... 

                                       

                                               یا علی

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:41 توسط رسول |


 ديشب براي خودم چه عاشقانه گريستم

 دلتنگ مثل هميشه در سكوت خانه گريستم

  تنديس بغض دلم شكست

 ذره ذره شدم خدا از بس كه مبهم و بي نشان در كرانه گريستم

 درچارچوب دل زخمیم به ياد تو آهسته آهسته  بي بهانه گریستم

 آري زبان دلم بريده شد از غم بي وفايي ها

 وقتي در سكوت خانه  دلم شكست آه ... ای خدا تنها تودر کنارم بودی

 وقتي كـه من بـاخته باشم ، وقتي كه از ياد رفته باشم 

  وقتي كه سوخته باشم ...

 باشد يا نباشد تفاوتي نخواهد كرد 

  اينجا آفتاب مي تابد ...اما هوا سرد است

  رهگذري بيكار با نوك خنجرش

 نامش را بر ديواره ي متروكه ي قلبم حك كرده است ...

 نمي داني كه جاي هر حرفش چقدر درد دارد آه ... ای خدا آه

 آه خدایا تنها تو در کنارم بمان ... تنها تو ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:58 توسط رسول |


تو اين دنياي امروزي ديگه داد هم نميشه زد. تو کوچه و خيابون که اگه بخواي فرياد بزني همه ميگن اين ديوونست. آخه مگه ميشه آدم اينهمه درد رو تو خودش نگه داره! اينطوري که آدم ميترکه! پس شايد بهترين جا واسه فرياد همه اون دردها اينجا باشه. اميدوارم


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


Links

کلیپ فلش کپ میکنی
مــی میـــرم بــــرات
کلیپ بسیار زیبای " جوونی "
سپيـــــــــــده خوانوم
کلیپ بسیار زیبای " نمی دونستم نامهربونه "
کلیپ جالب " جهنم سرد "
sefidbarfi
رد پاي قلم
نازنین خانوم
چند قدم نزدیک تر به خدا!!
كليپ تو مثل گلي
گذر ثانيه ها در گرو فاصله هاست
در خاموشي فريادهاست
پرستو خانوم
نگین خانوم
خداجون دوستت دارم
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin


لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به این جدایی نازنین عزیزم منو ببخش اگه یک وقت آذردمت گفتی به من غصه نخور می رمو بر می گردم همسفر پرستو ها می شمو بر می گردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی می رمو بر می گردم عزیزه رفته سفر , کی بر می گردی؟ چشمونم مونده به در , کی بر می گردی؟ رفتی و رفت از چشام نور دو دیده ز عالم بی خبر , کی بر می گردی؟ غمگین تر از همیشه , به انتظار نشستم پنجره امیدم وهنوز به روم نبستم پرستو های عاشق به خونشون رسیدن اما چرا عزیز دل تو رو هرگز ندیدم گفتی به من غصه نخور می رمو بر می گردم همسفر پرستو ها می شمو بر می گردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی می رمو بر می گردم عزیزه رفته سفر , کی بر می گردی؟ چشمونم مونده به در , کی بر می گردی؟

_____________________________________________________ _________________________________________________ JavaScript Codes ______________________________________________

webloger site

_______________________________________________

delnobahar

________________________________________<